اطلاعیه
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
خواهشمندم از این به بعد جهت استفاده از مطالب جالب در مورد مداحی و اصول آن به لینک زیر مراجعه فرمایید و به دیگران هم اطلاع دهید . با تشکر
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
خواهشمندم از این به بعد جهت استفاده از مطالب جالب در مورد مداحی و اصول آن به لینک زیر مراجعه فرمایید و به دیگران هم اطلاع دهید . با تشکر
سلام من به بقيع و به تربت صادق
سلام من به مدينه به غربت صادق
سلام من به مدينه به آستان بقيع
سلام من به بقيع و كبوتران بقيع
سلام من به مزار معطّر صادق
كه مثل ماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقيع
سلام من به گل ياس هاشمىّ بقيع
ز غربتش چه بگويم كه سينهها خون است
براى صادق زهرا مدينه محزون است
سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد
کاشکی هر دل مثلِ حالا مهربون بود به خدا
مثل این ماه، دلامون تازه جوون بود به خدا
ذکر و تسبیح و دعا، اشک و نماز و زمزمه
همه عمرِ ما فقط ماه رمضون بود به خدا
التماس دعا از همه ....
اي ماه رجب مرا به خود راه بده
راهي تو نشان بسوي آن ماه بده
اي ماه رجب بحق باقر اذنم
بهر رمضان و شهر الله بده
اي ماه رجب بحق هادي بر من
دوري ز گناه و دل آگاه بده
اي ماه رجب جود جوادي داري
يك جرعه به من بجان آن شاه بده
اي ماه رجب تو شهر حيدر هستي
از باب علي مرا به خود راه بده
اي ماه رجب تو سوز زينب داري
از سوز دلش بيا به خود آه بده
پس ياس بهار فاطمي كي آيد
ما را تو رها زان غم جانکاه بده
این هم یه شعر زیبا ارسالی از دوست عزیزم آقا سامان
جمعه يعنى يك غزل دلواپسى
جمعه يعنى گريه هاى بى كسى
جمعه يعنى روح سبز انتظار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب
جمعه يعنى انتظار آفتاب
جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست
جمعه خود ندبه گر ديدار اوست
جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند
از غم او بيدها مجنون شوند
جمعه يعنى يك كوير بى قرار
از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتظار قطره اى باران عشق
تا فرو شويد غم هجران عشق
جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل
هق هق بارانى چنگ غزل
زخمه اى از جنس غم بر تار دل
تا فرو شويد غم هجران دل
جمعه يعنى روح سبز انتظار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب
جمعه يعنى انتظار آفتاب
لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد
عطر ناب گل حضور مى آيد
سبز مردى از قبيله عشق
ساده و سبز و صبور مى آيد
ما هم کم کم رفتنی شدیم
خدانگهدار ...
ان شا الله هفته آینده مثل امروزی کنار خونه خدا دعا گوی همه
خواهم بود
اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامنا هذا و فی کل عام
تصاویری ار خانه امیرالمومنین (ع) در شهر کوفه




السلام علیک یا امیرالمومنین(ع)
دل من در هوای حیدره تا ابد مبتلای حیدره
بخدا جنت و بهشت من صحن و ایوون طلای حیدره
گوهر ناب ُ علی ُ منبر و محراب ُ علی ُ یگانه ارباب ُ علی ُ
حیدر حیدر ![]()
متن کامل در ادامه مطلب .....
با سلام و عرض ارادت خدمت همه بازدید کنندگان عزیز و ارجمند .
از اینکه بدلیل برنامه های مختلف و مراسمات این ایام نتونستم بروز رسانی کنم از شما صمیمانه عذر خواهی می کنم .
ولی در این لحظه مطالب خوبی بدستم رسیده در باب مداحی و فن مجلس داری که جهت استفاده دوستان و رفقای مداح قرار خواهد گرفت......
حسين جان ! آمده ايم با تو نجوا كنيم . تو را بستاييم و با خشت كلمات بنايى بسازيم درخور فيض حضورت . آمده ايم عاشقى را به غايت رسانيم . آمده ايم از عشقت پرده براندازيم . آمده ايم قله رفيع محبت به تو را فتح نماييم . ما را هم در مردمك نگاه خود قاب بگير. آقا! آمده ايم كه خريدارمان شوى ، خاكسار درگاهت شويم ؛ ماندگار با ستايش ، با غلامى ، با خواهش .
خواجه دشوارپسند است و مرا روى سياه
سالروز شهادت باب الحوائج موسی ابن جعفر (ع) تسلیت باد.
جهت بازدید از اشعار ادامه مطلب .........
یارب فرج امام ما را برسان آن صاحب انتقام ما را برسان
اندر برما گر نرسانی او را بر حضرت او سلام ما را برسان
این صاحب یوم الفتح و ناشر رایه الهدی![]()
آنقدر امروز و فـــردا انـــتظارش میکشـــم تا مـگـر شام فـــــراق یـارمن آید بــســـــــر
یـــــــــــا اباصالح المهدی (عج)
ای ماه رجب مرا به خود راه بده راهی تو نشان به سوی آن ماه بده
راهی که رسد به خانه دلدارم ازلطف نشان بر من گمراه بده
ای ماه رجب تو شهر حیدر هستی از باب علی مرا به خود راه بده....
اگه يه كمي دقت كني از همين حالاها صداي بال فرشته ها رو مي شنوي كه دارن شيشه هاشون رو براي گريه اهل رجب صيقل مي دن و آماده مي كنن. از دور دست هم مي توني يه صداي قشنگ رو بشنوي كه داره دنبال اهل رجب مي دوه و مي خواد اونارو همه عالم بشناسن: «اين الرجبيون؟»
خجسته ميلاد گل واژه مهر و محبت![]()
شكوفه خوشبوي رسالت و امامت
حضرت فاطمه زهرا (س)
و روز مادر
و ميلاد حضرت امام خميني (ره) مباركباد.![]()
قابل توجه دوستاني كه دنبال شعر و مولودي براي ميلاد حضرت زهرا )س( مي گردند .![]()
حتما كليك كنيد

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید نشناخته توصیف کمالش نکنید
آن کس که ندارد محبت زهرا را علامه اگر هست سلامش نکنید
روشن شده است چشم شب از انتظار تو اي آفتاب سايه نشين در مدار تو
هر صبحدم به تيرمناجات مي شود چابكترين غزال اجابت شكار تو
ديگرشگفت نيست مسيح آفرين شوي گل هاي مريم اند هميشه كنارتو
باشد فدك به دست تو يا دست ديگري سبز است باغ هاي خدا ازبهارتو

روشن شده است چشم شب از انتظار تو اي آفتاب سايه نشين در مدار تو
هر صبحدم به تيرمناجات مي شود چابكترين غزال اجابت شكار تو
ديگرشگفت نيست مسيح آفرين شوي گل هاي مريم اند هميشه كنارتو
باشد فدك به دست تو يا دست ديگري سبز است باغ هاي خدا ازبهارتو
افطارتو نخواست كه انفاق جان دهد هرچند جان نداشت لب روزه دارتو
گفتي امام نيزهمانند كعبه است اي پاسدار قبله شدن افتخار تو
جوشيد درزلالي انديشه حسن صلحي كه جاري است چنان چشمه سارتو
آري چه خوش نشست درآيينه حسين تصويري ازحماسه خورشيد وارتو
جاي توراكه هيچ كسي پرنمي كند زينب مگر هماره شود يادگارتو
آن دست كه صلابت روزوشب آفريد ازباغ پرطراوت تو زينب آفريد
دارند عقل وعشق اگرچه جدال ها گفتند ما كجا و مقام محال ها
صحراچگونه شوق تورا تاب آورد وقتي كه مي رمند به سويت غزال ها
عيسي به گاهواره اگر لب گشوده است داري به بطن مادرت ازاين كمال ها
گفتي كه آب ها همه مهريه تواند اي روشناي خانه تواز زلال ها
اينجا نشد به كنه كمال تو پي برند يعني كه تنگ بود برايت مجال ها
اين قدرخانه ساده مگر مي شود بگو رازي مگر نهفته به قلب سفال ها
جبرييل هم براي تسلي خاطرت برخاك مي نهد به كنارتو بال ها
با واژه ها مقام تومعني نمي شود نتوان به بي مثال رسيد از مثال ها
ماييم و مدح روح به جان ها روان شده آن قبل آفرينش خود امتحان شده
هرحاتمي كه دامن احسان گرفته بود ازدست پركرامت تونان گرفته بود
تا پانهاد تورتو درخانه علي آيينه تو جلوه دوچندان گرفته بود
آري يهودي از تب خورشيد چادرت عطر هزار سائقه ايمان گرفته بود
خورشيد بود خيس خجالت كه هرسحر درآسمان چشم توباران گرفته بود
عمرت كمي بلندتراز سوره تو بود آن هم درابتداي تو پايان گرفته بود
سجاده ديد پاي ورم كرده تورا ازبس تب عبادت توجان گرفته بود
برجانماز خويش اگر سايه ميكني اول دعا چقدر به همسايه ميكني
ازبس كه روشن است طلوع پگاه تو خورشيد ذره اي زخيل سپاه تو
ازخاطرات شعب ابي طالبت بگو آنجا كه بوي درد شكفته است پگاه تو
خيره شده است ديده كروبيان عرش وقتي كه نورمي دمد از سمت ماه تو
آري دوبيت در غزل صائب آمده است آن شاعري كه نور گرفته است ازنگاه تو
بوي گل از ادب نكند پاي خود دراز درسايه گلي كه بود خوابگاه تو
فردا چه خاك هاي ندامت به سركند امروز هردلي كه نشد خاك راه تو
آري نداشتي توبدون علي نظير شايان كوثراست شودهمسر غدير
دريا به ياد نورتودر امتداد بود صحرابه شوروشوق تودرگرد باد بود
شب هاي جمعه اين دل زائر به كربلا باشوق عطر سيب حضورتوشاد بود
حتي دمي كه خواستي ازمرتضي انار انفاق آن به سايل مسكين مراد بود
در مزرع تو امربه معروف دانه داشت درباغ توشكفته ترين گل جهاد بود
حتي ميان آينه خطبه هاي تو تصويرهاي روشني ازاتحا د بود
مادر براي امت اسلام بوده اي آن سان كه وصف ام ابيها به ياد بود
از يازده ستاره ات امت امام يافت اينگونه بود دين خدا انسجام يافت
جز مهر انتظار زجانان نمي رود آري كرامت از دل باران نمي رود
آن دل كه با ولاي علي عهد بسته است جز در ره ابوذر و سلمان نمي رود
يادحضور روشن فرزند آفتاب ازكوچه باغ هاي جماران نمي رود
با آنكه مي رود زل آنكه زديده رفت هرگز زسينه ياد شهيدان نمي رود
دشمن اگر چو ابهره آيد به معركه پيروز ازميانه ميدان نمي رود
لطف توبود وغيرت فرزندهاي تو ازياد ما حماسه لبنان نمي رود
تا جان به آستانه توحيد برده اي چون ذره ايم وبهره خورشيد برده ايم
* در يكى از روزها ، صبحگاهان امام على (ع) فرمود : فاطمه جان آيا غذايى دارى تا
از گرسنگى بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايى كه پدرم را به نبوت و شما را
به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است كه در منزل غذاى كافى نداريم و در اين
مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم .
امام (ع) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادى تا به دنبال تهيه
غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع) فرمودند : اى اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مىكنم
كه چيزى را كه تو بر آن توان و قدرت ندارى ، درخواست نمايم .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 59)